پی نوشت

از اینکه کلا سایت در
داخل ایران بدون استفاده از فیلتر شکن باز نمی شود
عذر خواهی می نمایم
چــــــــــرا؟

Thursday, 13 March 2008

سالی یک انتخابات


سال 1385 که انتخابات شورای شهر و مجلس خبرگان رهبری بود،دو ماهی به شدت در کوران انتخابات بودیم و این اقبال را داشتم که از نزدیک در مسیر انتخابات قرار بگیرم.به طبع برنامه سازی برای شبکه تهران و خواندن متن های مختلف و اخبار و مصاحبه های مختلف اطلاعات خوبی از طیف های مختلف آموختم.شاید ایران پس ازانقلاب با داشتن سالی یک انتخابات رکورد دار این جریان در جهان باشد.در هر حال امشب در استانه انتخابات مجلس هستیم و نگاه های امیدوار و نا امیدی که گاهی بازی بهم میزنند و گاهی بازی هایشان بهم می خورد.در هر حال انتخاب کردن و نکردن و حتی انتخاب شدن و نشدن تصمیم بسیار سختی است.البته که شاید هم پیچیده باشد.اما دوم خرداد 76 روز زیبایی بود که در تاریخ مردم سالاری ایران هیچ گاه فراموش نخواهد شد.یاران خاتمی با شعار زیبایی امدند:همراه شو عزیز که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.یادمان باشد که یار هر کسی که بودیم و روی صندلی های چرمی سبز مجلس نشستیم وامدار ملتیم.چه چپ چه راست،چه اصولگرا و چه اصلاح طلب .از مردمیم برای مردم.شب خوش

Wednesday, 12 March 2008

تی اس تابوی قانونی (TRANSSEXUAL )



نمیدونم چقدر با مقوله تی اس آشنا هستید. دنبال معنای فارسی آن در لغتنامه گشتم و نارضایتی جنسی را به عنوان معنا یافتم.اما شاید به تعریف عوام به معنای تمایل به بودن در قالب جنس مخالف معنای درست تری باشد.یعنی مردانی با رفتار و تمایلات زنانه و مردانی با حرکات زنانه.جالب اینجاست که تغییر جنسیت در ایران امری قانون و شرعی است .اما داستان این دست نوشت از فیلمی نشات می گیرد که چند روز پیش دیدم.در مورد تغییر جنسیت در ایران.شاید در طول یک ساعت فیلم دهانم بازاز تعجب بود.اگر امکان دست رسی به سایت یو تیوب را داشتید حتما شما هم از دیدن این فیلم تعجب خواهید کرد.سایت ویکی پیدیا در مورد تاریخچه تی اس در ایران اینگونه می نویسد که:

Before the Islamic Revolution in 1979, the issue of transsexuality in Iran had never been officially addressed by the government. Beginning in the mid-1980s, however, transgendered individuals have been officially recognized by the government and allowed to undergo sex reassignment surgery.

که قبل از انقلاب اسلامی این عمل در ایران به صورت قانونی نبوده اما بعد از انقلاب به صورت قانون در امده است.اما در ادامه به روند تاریخی ان اشاره می کند که:

Pre-1979
In
1963, Ayatollah Ruhollah Khomeini wrote a book in which he stated that there is no religious restriction on corrective surgery. At the time Khomeini was a radical, anti-Shah revolutionary and his fatwas did not carry any weight with the Imperial government, which did not have any specific policies regarding transgendered individuals.[1]

قبل از انقلاب ایران امام خمینی در کتابی هیچ گونه منع شرعی را برای عمل تصحیحی جنسی وارد نمی داند .هرچند که فتوای امام هیچ گونه تغییری در قانون ایجاد نمیکند.اما بعد از انقلاب سال 1979

[edit] After the Revolution
The new religious government that came to be established after the 1979 Revolution classed transsexuals and
transvestites with gays and lesbians, who were condemned by Islam and faced the punishment of lashing and death under Iran's penal code.
One early campaigner for transsexual rights is
Maryam Hatoon Molkara, who was formerly a man known as Fereydoon. Before the revolution, she had longed to become a woman but could not afford surgery. Furthermore, she wanted religious authorization. Since 1975, she had been writing letters to Ayatollah Khomeini, who was to become the leader of the revolution and was in exile. After the revolution, she was fired, forcedly injected with male hormone, and institutionalized. She was later released with help from her connection, and she kept lobbying many other leaders. Later she went to see Khomeini, who had returned to Iran. At first she was stopped and beaten by his guards, but eventually Khomeini gave her a letter to authorize her gender reassignment operation. The letter is later known as the fatwa that authorizes such operations in Iran.[2]
A small number of Iranian clerics have advised that homosexual men and women undergo gender reassignment in order for them to be able to live "normal lives".

اما در سال های پس از انقلاب شخصی به نام فریدون ملک ارا که با نام مریم ملک ارا شناخته میشود فتوای عمل را از شخص امام گرفته و در سال 2000 میلادی در سن 50 سالگی تولدی دوباره خود را جشن می گیرد.متاسفم که جزیی تر وقت ترجمه ندارم.اما در هر حال متن از سایت ویکیپدیا است .شاید به قول آقای جراح در فیلم، ایران بهشت تی اس هاست اما متاسفانه این افراد از خانواده ترک و به راه های خلاف برای امرار معاش کشیده می شوند.در هرحال شب خوش

Tuesday, 11 March 2008

به بهانه بهار




صدا می آد


گوش کن!!!!میشنوی


صدای بهار می اد


بهار نزدیکه


شاید با رسیدن بهار تازه یادمون می افته


که سرمای زمستون تموم شده


تازه یادمون می افته که آدم برفی توی حیاط آب شده


نگاه کن می بینی


شکوفه های سیب توی راهند


خدای من.......... شکوفه های گیلاس رو نگاه کن


کودکی در بهار متولد خواهد شد.درست مثل من


من فرزند بهارم ،زیبا ترین فصل سال


یادمان باشد بهار زیبا ترین هدیه خداست


شب خوش

Monday, 10 March 2008

تو قدر اب چه دانی


شاید دیدن وانت پیکان در کشوری مثل استرالیا عجیب و شاید هم غریب باشد .در هر حال این عکس ها در استرالیا گرفته شده.داستان ازاین قرار است که صاحب این خودرو،سه دستگاه وانت پیکان از ایران خریداری و به استرالیا برده.جل الخالق.حالا هی برین دنبال ماشین های خارجی.تو قدر اب چه دانی که در کنار فراتی.شب خوش

Sunday, 9 March 2008

مدیریت شهری


مدت ها بود این عکس رو در کامپیوترم ذخیره کرده بودم که در موردش بنویسم.غلام حسین کرباسچی برای مردم ایران و بخصوص تهرانی ها چهره نام اشنایی بود و هست.شهردار اسبق تهران که ده سال با جان و دل برای تهران کار کرد.شهرداری که نه تنها چهره شهر تهران بعد از جنگ را تغییر داد بلکه در کلان شهری مثل تهران آغازگر فرهنگ سازی نوین بود.خوب خاطرم هست زمانی که در تهران گلدان های گل شهر داری را سرقت می کردند.کرباسچی گفت آنقدر گلدان می گذاریم که کسی گلدان ندزدد و چنین کرد.واقعا مدیریت ده ساله وی در تاریخ تهران کم سابقه بود.اما بعد از ده سال به هزار و یک دلیل دادگاهیش کردند.البته که تنها در یک پرونده بی اهمیت به گمانم ،محکوم شد .در هر حال پخش دادگاه های او زمینه را برای اینکه در ده سال مدیریت شهری او چه گذشت برای مردم روشن کرد.تهرانی که هر روز شاهد تغییر بود.در هر حال امروز هم مدیری لایق بر این شهر نظارت می کند ،مدیری که دنیای مدرن امروز را خوب می شناسد،دکتر قالیباف.ما ایرانی ها قدر خوبی ها را معمولا نمی دانیم.اما قالیباف کرباسچی دیگری است.برای همه مدیران آرزوی توفیق می کنم.شب خوش

Saturday, 8 March 2008

موضوع انشإ


به این جمله فکر کنید: " بلند ترين ارتفاعي که باعث مرگ آدمي مي شود افتادن از چشمان کسيست که فکر مي کنید همه چيز اوست".عشق یعنی چه؟تا حالا فکر کردید چرا در دوران مدرسه عشق موضوع انشاء نبوده؟عشق برای شما چه تعریفی دارد؟آرامش ،لذت،پریشانی،بی قراری ،واقعا اگر به شما می گفتند عشق یعنی چه چه تعریفی می کردید؟برای خیلی ها عشق مقدس و برای خیل عظیم دیگر عشق پوچ و بی معنی ترین اتفاق در گذشته هر کس است.تا حالا عاشق شدین؟می گن عشق یعنی نفست را با ضربان قلب معشوق تنظیم کنی برای رسیدن به بی قراری .اما وای از اینکه این عشق بی سرانجام باشد.نه اصلا مشکل اینه که ما هر احساس تند و داغ رو هم به نام بد بخت عشق وصله می کنیم.شاید عشق تنها یک حسرت دیدار باشد.یک سادگی ساده و بی آلایش،یک گناه شاید هم یک اتفاق خوب.شاید یک تراژدی و شاید هزار و یک چیز بی معنی و با معنی.از عشق تنها میشود نوشت که اگر نبود ما ادم ها امروز نبودیم.عشق یعنی تنها نگاه بی قرار تو.در هرحال شب خوش

Friday, 7 March 2008

بدون شرح


در آستانه سفر های نوروزی