پی نوشت
Friday, 18 November 2011
Friday, 1 April 2011
تولد سی سالگی
Monday, 21 March 2011
Friday, 18 March 2011
Tuesday, 22 February 2011
Mr. D
Wednesday, 19 January 2011
مراسم تودیع این بار برای خودم
Tuesday, 18 January 2011
آخرین هم قطاران دفترتهران
Monday, 17 January 2011
یاد یاران
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
و اما بعد ......
به یاد همه روزهای خوب و بد، در شرکت کروس انرژی
به یاد خنده ها و گریه ها
به یاد گفتن ها و نشنیدن ها
به یاد همه دوستای خوب و ماندگار
به یاد دوستان و دشمنان در لباس دوست!
به یاد خاطرات مانا . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
به یاد جای پارک گشتن ها
به یاد ناهار خوردن ها
به یاد زحمت ها و رحمت ها
به یاد تا دیر وقت ماندن ها
به یاد آمدن ها و شدن ها
به یاد تودیع و رفتن ها
به یاد پروژه های دو زبانه
به یاد تماشای پتو شستن های همسایه
به یاد دوستان همیشه پایه
سعید، رضا ،بهرام ،سیامک ، لیلا، مریم و لاله
به یاد مرد فرزانه و ماندگار
مسعود عزیز، استاد با وقار
به یاد یگانه نارنینم ندا
ندا آن رئیس بی ادعا
به یادت همه ایستیم بر دو پا
تا دهیم اوج ارادت بر شما
به یاد آن عالیجناب ارجمند
خدایش دهاد اجر بی حصر و حد
همان جعفر، مرد زاینده رود
همی حامی اصلاحات بود
به یاد چایی بخوریم های ناب
به یاد خاطرات مانده روی قاب
به یاد قوانین نوظهور
به یاد دستورات از روی زور
به یاد تائید های جناب "عالیه"
به یاد همکاران بخش"مالیه"
به یاد برگه های گمکرده راه
به یاد علیزاده "یا الله"
به یاد استاد سترگ ، آن کلیج
به یاد کروس در کرانه های خلیج
به یاد فرناز و فیش و پول
هماره ز دستورات بود فول
به یاد فطع اینترنت گاه گاه
به یاد آقای دهقان "واه واه"
به یاد همکاران مانده در کما
به یاد لفظ جاوید" به به شما"
به یاد مردان خوش تیپ کروس
به یاد پورشریفی و دیرک دنبال فلوس
به یاد رئیس بزرگ ستاد
همان شهباز غرقه در باد
به یاد مالیه حساب و کتاب
جناب مرادی در بسی عذاب
به یاد صدای کف زدن در شانگهای
به یاد همیشه دوستم ،آن رهنمای
به یاد رفیقش شریکش سیا
به یاد آن یار و دوست بی ریا
به یاد نازنین دلبندم حفیظ
همان دوست شاداب و عزیز
به یاد وجود پر ز شادی و شور
با یاد مریم همیشه پر ز نور
به یاد ساعات ناهار و غذا
به یاد عدس پلوهای این لیلا
به یاد فرانسه خواندن های آس
بون ژوق، اسماعیلی مه اپیداس
به یاد سایبر و سرور و فیلترینگ
وی_او_ای ، اولترا برای پسینگ
به یاد آن مرد بالا و رسا
به یاد بخش تدارکات، سخا
به یاد پیروز جنگ نکاح
به یاد رضا، مرد تنهای راه
به یاد روزهای شلوغ رستوران
برای طولائی ،مردی از البرزستان
به یاد آخرین بازمانده کشتی کروس
وطن خواه که تنها کرده جلوس
و آخر به یاد آن گم کرده راه
همان مرد دلسوز و دنبال جاه
به یاد پایبندی های آن جناب
همان دوستدار یاران، شهاب
به پایان رسید دفتر ار این مقال
همان به که گیریم به نیکی فال
به یاد دوستان خوب و ماندگار...
اینم واسه همتون می خونم، هرچند می دونم رو مخ همتون هستم:
علی کوچیکه، علی بونه گیر ، نصفه شب از خواب پرید
چشماشو هی با دس مالید ، سه چارتا خمیازه کشید ، پا شد نشس
چی دیده بود ، چی دیده بود؟........................
خرم بمانید..
شهاب شفقت/27 دی ماه 1389 خورشیدی
------------------------------------------
این شعر امروز توسط دوست و همکار عزیزم شهاب شفقت به یاد همه روز های خوب با هم بودن در شرکت کروس انرژی سروده شد.به سهم خود از او و احساس زیبایش متشکرم
Wednesday, 12 January 2011
روز های خوش بارانی
Tuesday, 4 January 2011
یک روزخاطره انگیز
Friday, 24 December 2010
Thursday, 23 December 2010
شب یلدا 89
Friday, 17 December 2010
Wednesday, 15 December 2010
Monday, 13 December 2010
و باز هم تودیع ،این بار مسعود شریفیان
دنیای عجیبی شده این روز های ما ،کار ما شده است بدرقه کسانی که دوستشان داریم که جدایی سخت است ،سخت تر از آنچه که تصور و خیالش را کنیم ،نه به دردناکی جدایی مرگ که درد ناک تر از ندیدن های هر روزه ،امروز هم باز عکسی یادگاری به یاد روزهای خوش گذشته،بدرقه هایی که هر روز از تعداد بدرقه کننده هایش کم می شود و بر تعداد مسافرانش افزون.
استادم از این شرکت رفت ،دوستش داشتم همانند پدر بود ،دوست ،برادر بود ،استاد اخلاقم بود ،به من آموخت که چگونه تجارت کنم در این دنیای پیچیده ،چقدر درد و دل کردیم ،چقدر خندیدیم ،چقدر زجر کشیدیم و چقدر بی طاقت شدیم .اما وقت وقت رفتنش بود ،که او بزرگ بود ،مرد بود،منشش علی وار بود ،افتاده بود ،گریه امانم نمی دهد ،میدانم که فردا نخواهی بود که برایت بگویم چه ها گذشت.
ندا ،جعفر و مسعود نازنینانی که به من آموختند چگونه باشم و بمانم.تک تک خاطرات را با خود تا ابد خواهم برد ،آن حلیم صبحگاهی ،آن محبت بی پایان ،آن افتادگی ،آن صمیمیت ،آن نگاه پر از احساس ،آن درس های زندگی و هزار و یک چیز دیگر،گریه امانم نمی دهد .
جناب آقای مسعود شریفیان،تودیعت هم مانند خودت ساده و بی آلایش بود ،کوله بار خاطرات خوش با شما بودن را تک تک خواهیم برد،به امید روزهای خوش همراه با موفقیت و سلامتی برای شما و خانواده
و آخرین عکس
Friday, 3 December 2010
Thursday, 2 December 2010
مراسم توديع مهندس جعفر نوري
Monday, 1 November 2010
مديري که مدير بود













